درد دل کاغذی من

خدایا به موقع برسان مصلحت هایی که با آرزوهایمان یکیست...

سیگارم را در قاب پنجره می‌تکانم
بی‌هیچ واهمه‌ای...
زیرا که جهان، زیرسیگاری من است...

۳۴ـ ساده‌لوحی گفت کشور مادر است

با خواندن این ابیات متوجه شدم که این فریادِ نصیر نشاط شاعر معاصر افغانستان چندان با شرایط و دردهای امروزِ ما در ایران بیگانه نیست و همین شباهتِ تلخ، انگیزه‌ای شد تا آن را در وبلاگم منتشر کنم. برای درک بهتر متن دانستن چند نکته ضروری است

چرکستانیان: کنایه‌ای به دخالت‌های برخی همسایگان و عاملان ویرانی کشور است

تیل‌فروش و تیل‌چویش: اشاره به کسانی که به دنبال غارت منابع نفتی و ثروت‌های ملی هستند

چوچه‌های شرق و غرب: منظور فرزندان و وابستگان سیاسی قدرت‌های بیگانه است

غر مادر: واژه‌ای بسیار تند برای بیان اوج بی‌حرمتی به عزت وطن و لکه‌دار شدن هویت فرزندان آن

ساده‌لوحی گفت: کشور مادر است

مادر ملّی ما گل پیکر است

می‌کنم تصدیق و اما کو پدر؟

حرف حق هم تلخ و هم شرم‌آور است

کاشکی ما یک پدر می‌داشتیم

مادر ما صیغه با صد شوهر است

بوده چندی کام‌بخش شوی سرخ

حال با سبز و سیه هم‌بستر است

شوهرانش ضمن چرکستانیان

تیل‌فروش و تیل‌چویش کافر است

هر جهان‌خواری گرفتش در بغل

خشتک بدبوی او دایم تر است

چوچه‌هایش از فلان شرق و غرب

هر یکی بر دیگری بی‌باور است

این گرامی مادر داماد پرست

از پسر بیزار و دخترپرور است

در کنار مادری با این صفات

مرگ مشکل زندگی مشکل‌تر است

تلخ گویم: ما حرامی زاده‌ایم

هرکه این‌جا زاده شد غر مادر است

تصویر مفهومی جنون

قالب طراحی شده توسط : استلا ★ Stella