درد دل کاغذی من

خدایا به موقع برسان مصلحت هایی که با آرزوهایمان یکیست...

سیگارم را در قاب پنجره می‌تکانم
بی‌هیچ واهمه‌ای...
زیرا که جهان، زیرسیگاری من است...

۴۴- تنهایی

پتو پیچیده‌ام دورم، در این قندیل تنهایی

و مثل مدرسه در برف، شدم تعطیل تنهایی!

کسی حالی نمی‌پرسد! تکالیف همه خاموش

شده گوش همه مانوس... به قال و قیل تنهایی

همه گرگ و همه ببر اند؛ به دنبال کمی طعمه!

و من مانند یک موشم؛ به زیر فیل تنهایی

عصایم مثل یک مار و ... گزنده مثل خودکار و

خودم در جوهرم غرقم! خودم در نیل تنهایی!

پتو پیچیده‌ام دورم؛ هوای زندگی سرد است

درون سفره‌ام درد است! گلو: زنبیل تنهایی

خودم چادر زدم در خود! خودم ییلاق و قشلاقم

خودم کوچیده‌ام از خود... خودم صد ایل تنهایی

خودم گریه! خودم شانه... خودم صیادم و دانه

خودم هابیل و این خانه... پر از قابیل تنهایی!!

چه راحت زنده در گورم! چه مختارانه مجبورم

که قبری کنده‌ام دورم خودم! با بیل تنهایی

امیر شکفته

تصویر مفهومی جنون

قالب طراحی شده توسط : استلا ★ Stella