۲۷ـ نوروز مبارک
سال تحویل امسال غروب جمعه است
چه پایان غمانگیزی، شایسته سالی که گذشت
سالی پر از دلتنگی و سکوت
کاش این غروب آخر غم ما باشد...
نوروز امسال مبارک نیست
🖤
سال تحویل امسال غروب جمعه است
چه پایان غمانگیزی، شایسته سالی که گذشت
سالی پر از دلتنگی و سکوت
کاش این غروب آخر غم ما باشد...
نوروز امسال مبارک نیست
🖤
نیامدی و دوباره به خویش رو کردم
شبانه با لب لیوان بگومگو کردم
تمام شب به کفایت شراب خوردم و بعد
اذان صبح که شد با همان وضو کردم
نخواستی به زبانم بیایی اما من
حروف نام تو را خارِ در گلو کردم
نیامدی که بدوزم به چشمهای تو چشم
نشستم و جگر خویش را رفو کردم
نواخت عقل به گوشم کشیدهای که: ببین!
دو چشمه اشک شدم حفظ آبرو کردم
چه جای خرده بر او اشتباه از من بود
که عقل ناقص را با تو روبهرو کردم
تو آرزوی بزرگی نمیتوانم گفت
که با نیامدنت ترک آرزو کردم
سلام بر تو ای ایران
ای کهندیارِ رسته از بند!
از فرسنگها دور، صدای آزادیات را با تپشهای قلبم حس میکنم
امروز نه فقط خاک تو، که روح ما نیز در غربت آزاد شد.
💚
🤍
❤️
چنین رواست که هر صبح و شام گریه کنم
در این عزا دو سه قرنِ تمام گریه کنم
چنین رواست که در این سیاهی مطلق
به یادِ ماهْ علیهالسلام گریه کنم
چهل هزار کبوتر شهید شد، بگذار
برای تکتکشان خاص و عام گریه کنم
برای شادیِشان؟ رنجِشان؟ جوانیِشان؟
دلم پر است، برای کدام گریه کنم؟
رهام کن که شبِ اربعین به سر بزنم
نشد درست شبِ قتل عام گریه کنم
غروب هجده دیماه، ظهر عاشوراست
هواییام بنشینم مدام گریه کنم
هواییام که بساط شراب پهن کنم
دو جام سر بکشم، چند جام گریه کنم
چگونه این منِ رو به زوال میخواهم
به سوگِ اینهمه جاویدنام گریه کنم؟؟
چقدر با دلِ خون گز کنم خیابان را
و ناگهان وسطِ ازدحام گریه کنم؟
قسم! که روزِ بزرگ تقاص نزدیک است
که انتقام پس از انتقام گریه کنم.