۳۰ـ آشوب آرام
بعضی وقتها آدم به جایی میرسه که دیگه از هیچ طوفانی نمیترسه چون خودش بخشی از اون طوفان شده، این کلمات وصفحال این روزهای منه:
در تلاطم خیالت
مرا از چه میترسانی؟
از رنج؟
از تنهایی؟
از غم؟
دریغا که نمیدانی
من خودِ این دردها شدهام
من با رنج و غم و تنهایی
خلوتها گزیدهام
ذرهذره چشیدهام،
قطرهقطره سرکشیدهام
و در آتشِ آنها
پختهتر شدهام...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۵ ساعت 22:14 توسط حامی
|
ترجیح میدهم به ذوق خویش دیوانه باشم