گاهی آنقدر حرف در گلو رسوب می‌کند که سکوت تنها راهِ فریاد کشیدن است، قلم که به دست می‌گیرم انگار می‌خواهم تکه‌های لرزانِ دلم را روی کاغذ بند بزنم، نوشتن برای من فرار نیست مواجهه است با تمام آن چیزهایی که در واقعیت جرأت گفتنشان را ندارم، وبلاگ من همان ایستگاهِ آخریست که قطارِ فکرهایم در آن توقف می‌کند