همیشه سوگ، از دست دادنِ یه آدم نیست

بعضی وقتا سوگ یعنی از دست دادنِ خودت...

همون خودِ پرشور و پرامید،

همونی که راحت می‌خندید و دلش هنوز نسوخته بود.

یه روز وایمیستی جلوی آینه، می‌بینی چهره همونه

اما نگاهت خسته‌تره،

لبخندت نصفه‌نیمه‌ست

و دلت دیگه حالِ ادامه دادن نداره.

انگار یه چیزی توی خودت، بی‌صدا مُرده

و هیچ‌کس جز خودت نفهمیده

و هیچ‌کس جز خودت براش عزادار نیست...

توی من، یه چیزی مُرد

که هیچ‌کس ندیدش.