۳۳ـ سوگ خیشتن
همیشه سوگ، از دست دادنِ یه آدم نیست
بعضی وقتا سوگ یعنی از دست دادنِ خودت...
همون خودِ پرشور و پرامید،
همونی که راحت میخندید و دلش هنوز نسوخته بود.
یه روز وایمیستی جلوی آینه، میبینی چهره همونه
اما نگاهت خستهتره،
لبخندت نصفهنیمهست
و دلت دیگه حالِ ادامه دادن نداره.
انگار یه چیزی توی خودت، بیصدا مُرده
و هیچکس جز خودت نفهمیده
و هیچکس جز خودت براش عزادار نیست...
توی من، یه چیزی مُرد
که هیچکس ندیدش.
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت 22:5 توسط حامی
|
ترجیح میدهم به ذوق خویش دیوانه باشم